|
عاشـــق و معشـــوق |
|
|
کاش تو این نوشته را میخواندی کاش میدانستی
دلم در حسرت دوباره دیدنت در سینه میسوزد
کاش شمع آرزوهای مرا باد جدایی تو خاموش نمیکرد
کاش میدانستی جای تو برای همیشه کنار تنهای من خالیست


+ نوشته شده در 87/05/04ساعت 23:14 توسط بهـــــــــــنام |

پدر عزیزم کدامین شاخه گل زیبا را تقدیمت کنم که وجود
نازنینت عطر تمام گلهاست
روز پدر مبارک 

+ نوشته شده در 87/04/21ساعت 18:54 توسط بهـــــــــــنام |
تا آپ بعدی یا حق 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در 87/03/30ساعت 11:20 توسط بهـــــــــــنام |
آبی تر از آنیم که بی رنگ بمیریم از شیشه نبودیم که با سنگ بمیریم تقصیر کسی نیست که اینگونه غریبیم شاید که خدا خواست که دلتنگ بمیریم 




+ نوشته شده در 87/03/17ساعت 0:54 توسط بهـــــــــــنام |











یادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم
وقت پرپر شدنش سوز و نوايي نکنيم
پر پروانه شکستن هنر انسان نيست
گر شکستيم ز غفلت من و مايي نکنيم
يادمان باشد سر سجاده عشق
جز براي دل محبوب دعايي نکنيم
يادمان باشيد اگر خاطرمان تنها ماند
طلب عشق ز هر بي سر و پايي نکنيم . . .


+ نوشته شده در 87/01/30ساعت 10:40 توسط بهـــــــــــنام |
اگه بري منم ميرم ميرم و ديوونه ميشم ميرم توي ويرونه ها اسير و بي خونه ميشم

+ نوشته شده در 87/01/17ساعت 17:48 توسط بهـــــــــــنام |
لحظه تحويل سال به وقت ایران : پنجشنبه 1 فروردین 1387، ساعت 09:18:19 صبح






یک سال از عبور سپید زمان گذشت
یک عمر بر جوانه زرد خزان گذشت
................................................. ..........................................
اکنون بهار با نفس گرم باد و بید
از خانه و خیال و خیابان مان گذشت
.............................................. ..........................................
سلام خدمت تمام ""میهمانان عزیز""
پیشا پیش عید نوروز رو بهتون تبریک میگم و امیدوارم در سال 87
روزهای خوبی رو پشت سر بگذارید.
میبخشید:
تا بعد از عید نمیتونم آپ بشم شرمنده اگر توفیقی بود بعد از عید در
خد متتون هستم.....
<<<<< تا بعد از عید
یا حــــــــــــــــــــق >>>>>





عیدتونمبارک






+ نوشته شده در 86/12/24ساعت 21:54 توسط بهـــــــــــنام |

بر خاك بخواب نازنين تختي نيست 
آواره شدن حكايت سختي نيست 
از پاكي اشكهاي خود فهميدم 
لبخند هميشه راز خوشبختي نيست 



+ نوشته شده در 86/11/30ساعت 15:51 توسط بهـــــــــــنام |
عشق با روح شقایق زیباست
عشق با حسرت عاشق زیباست
عشق با نبض دقایق زیباست
عشق در حسرت دیدار تو زیباست


+ نوشته شده در 86/11/17ساعت 19:19 توسط بهـــــــــــنام |
سلام خدمت تمام میهمانان عزیز 
عزاداریاتون مورد درگاه الهی
امید وارم که از قالب وبلاگ خوشتون بیاد البته میبخشید که بهم ریخته است
تا درست کردن وبلاگ همتونو به خدا میسپارم
البته بیشتر امکانات پایین وجود داره
نظر یادتون نره اون
میتونید نظر بدید
تا بعد

+ نوشته شده در 86/11/01ساعت 17:14 توسط بهـــــــــــنام |
شعری که جوشید از دلم اینبار باشد مال تو. احساس شیرین دلی ، تبدار باشد مال تو. از من بریدی بی سبب، من هم گذشتم از دلم . پاینده باشی سهم این ، ایثار باشد مال تو. باشد برو بی اعتنا ، تنها رهایم کن ولی ، قلبی که مانده پشت این ، دیوار باشد مال تو. چیزی ندارم من دگر، جز یک رمق جان در بدن . حتی همین این یک رمق، صدبار باشد مال تو. جز شعر چیز دیگری ، در چنته ام پیدا نشد. قابل ندارد این غزل ، بردار باشد مال تو. 



+ نوشته شده در 86/10/17ساعت 19:10 توسط بهـــــــــــنام |
بي تو، مهتابشـــــــــــبي، باز از آن كوچه گذشــــــتم، همه تن چشم شـــــــــدم، خيره به دنبال تو گشــــــــــتم، شـــــــــوق ديدار تو لبريز شـــــــــد از جام وجودم شـــــــــدم آن عاشــــــــــق ديوانه كه بودم. در نهانخانة جانم، گل ياد تو، درخشيد باغ صـــــــد خاطره خنديد، عطر صد خاطره پيچــــــــيد: يادم آمد كه شبـــــــــــي باهم از آن كوچه گذشــــــــــتيم پر گشـــــــــوديم و در آن خلوت دلخواسته گشــــــــتيم ســــــــاعتي بر لب آن جوي نشســـــــتيم. تو، همه راز جهان ريخته در چشــــــــــم سياهت من همه، محو تماشـــــــــــــاي نگاهت. آســــــــــمان صاف و شــــــــــــب آرام بخــــــــــــت خندان و زمان رام خوشـــــــــــــة ماه فروريخته در آب شاخهها دســـــــــــت برآورده به مهتاب شب و صحرا و گل و ســـــــــــنگ همه دل داده به آواز شـــــــــــــباهنگ

+ نوشته شده در 86/09/23ساعت 11:53 توسط بهـــــــــــنام |
می رسد روزی که فریاد وفا را سر کنی می رسد روزی که احساس مرا باور کنی می رسد روزی که نادم باشی از رفتار خود خاطرات رفته ام را مو به مو از بر کنی می رسد روزی که تنها ماند از من یادگار نامه های کهنه ای را که به اشکت تر کنی می رسد روزی که صبرت سر شود در پای من آن زمان احساس امروز مرا باور کنی

+ نوشته شده در 86/09/09ساعت 11:43 توسط بهـــــــــــنام |
دلم میخواست بازم تو رو شب تو خواب میدمت
مثـــل گلهــای نیـــلوفر از روی آب می چیـــدمت
بـــــازم میشــد با همدیگـــه کنــار دریـــا بشینیــم 
یــا بپریــــم به آسمــــون آبـــی عشق رو ببینیــم 
دلم میخواست با همدیگه تنهایی رو قـال بـزاریــم 
دل بکنیم از ایــن قفس برای هـــم بال بزاریـــم 
سر به زاریم رو دوش هم برای هـــم گریه کنیـم 
با همـــه مهربـــون باشیم برای غــم گریـــه کنیــم 
یخـــورده بــــال بزنیـــم دورنــــگی رو دور بزنیــم 
به مــــرکز عــــاشق شـــدن نقطــه پرگـــار بزنیـــم 
به هم بگیم از دل و جون من می مونم تو هم بمون
نریم سراغ دیگـــرون یا نزاریــم رو عهــدمــون 
اگر یکیـمـــون بمیـــره اون یـــکی یـــاری نگــــیره 
عاشق بمونه تا که هست چون که به عهدش اسیره 
یعنـــی اینـــا خیــــالیه فقـــط یــه خـــواب خالیـــه 
داشتـــن تــــو بــــرای مـــن آروزی محــــالیـــه 
کاشکــی میشــد که رویا ها رنــگ حقیقـت بگــیرن
تمـــوم درد و غصه هـــا تـو چـــاه نفــرت بمیـــرن 
کاشکــی میشد که تا ابد مــن وتــو مــال هم باشیم 
بــرای پــرواز از قفـس پــرای بــال هـــم باشیـــم 

+ نوشته شده در 86/08/25ساعت 11:32 توسط بهـــــــــــنام |
| ||||||